مسجد امام رضا (ع) - مجمع قرآنی والفجر

یا مهدی نام تو را که میشنوم پای ثانیه ها لنگ میشود ...

مسجد امام رضا (ع) - مجمع قرآنی والفجر

یا مهدی نام تو را که میشنوم پای ثانیه ها لنگ میشود ...

مسجد امام رضا (ع) - مجمع قرآنی والفجر
وبلاگ قرآن و عترت به همت جمعی از دوستان در تاریخ اول آذر ماه 1392 تاسیس گردید و در جهت گسترش فرهنگ قرآنی و اسلامی در فضای مجازی میکوشد و نتیجه زحمات عزیزان مسجد امام رضا (ع) و مجمع قرآنی والفجر میباشد
سایت جدید مارا دنبال کنید
www.qorankade.ir
آخرین نظرات

۷۷ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

در عصر خلافت حضرت علی علیه السلام سه نفر به طور مشترک ،مالک هفده شتر بودند. یکی از آنها مالک نصف آنها بود و دومی ، صاحب ثلث آنها بود وسومی ، صاحب یک نهم آنها بود و می خواستند به گونه ایتقسیم کنند که هیچ کدام از شترها کشته نشوند.برای این کار، راهی نیا فتند. لذا به حضور امام علی علیه السلام آمدند و موضوع را بازگو کردند .

آن حضرت برای رفع نزاع آنها ، یک شتر از شتران خود را بر آنها
افزود ، هجده شتر شدند. نصف آنها (نه شتر) را به صاحب نصف ،ثلث آنها (شش شتر) را به صاحب ثلث ، و یک نهم آنها (دو شتر) رابه صاحب یک نهم داد.
به این ترتیب ، علی علیه السلام هفده شتر را بین آنها تقسیم
فرمودند و شتر خود را برداشت و به بیت المال برگرداند و آنها ،راضی از محضر علی علیه السلام بیرون آمدند.

 

منبع : کتاب قضاوتهای حضرت علی(ع) نوشته ی محمد محمدی اشتهاردی.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۳ ، ۰۸:۱۲
استیری

شخصى یهودی به نزد امام على (ع ) آمد و گمان می کرد که امام پیش خود فکر میکنه که خیلی باهوش هست و من ازش سوالی را می پرسم که او قادر به جواب دادنش نباشه تا این فرصت پیدا کنم که او را نزد اعراب خجل کنم
او از امام علی پرسید که عددی را به من بگو که اگر ما ان عدد را به هر عددی از 1 تا 10 تقسیم کنیم عددی که بدست می اید همیشه عددی کامل باشد نه عددی کسری

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

«اضرب ایّام اسبوعک فى ایّام سنتک »

(روزهاى هفته تان را بر روزهاى یک سالتان خودت ضرب کن )

شخص یهودی از این جواب متحیر شد ولی چون مشرک بود هنوز به امام علی ایمان نداشت
او جواب امام علی را که به او داده بود محاسبه کرد

تعداد روزهای یک سال(سال یهودی) = 360
تعداد روزها یک هفته = 7

2520 = 7*360
حال
2520=2520/1
1260=2520/2
840=2520/3
630=2520/4
504=2520/5
420=2520/6
360=2520/7
315=2520/8
280=2520/9
252=2520/10

توضیح بیشتر:
شاید این سوال برای شما هم مطرح شود که یک سال مگر 360روز است؟
باید گفت چنانکه تاریخ روایت می کند منجمان در آن روزگار بر این باور بودند که هر ماه مشتمل بر 30 روزاست بنابر این ایام سال نزد ایشان360روز بوده است که سپس 5روز بدان می افزودند؛ از طرفی سائل فردی یهودی است و یهودیان نیز معتقد به سال شمسی بوده اند. و این از بصیرت و هوشمندی بالای حضرت حکایت دارد که به فرد یهودی می فرماید روزهای هفته ات را بر روزهای سال خویش( و نه سال قمری اهل حجاز و عربستان) ضرب کن.

منبع : http://www.askquran.ir
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۳ ، ۰۸:۰۹
استیری
تولد بزرگ مرد عالم
دیگر زمان به دنیا آمدنش بود. مادرش به کنار خانه کعبه رفت.
و دست به دعا برداشت و از خدای مهربان خواست تا به او در به دنیا آمدن فرزندش کمک کند. 
که ناگهان دیوار شکافته شد و مادر وارد خانه کعبه شد و بعد از آن دیوار به شکل اولیه خود برگشت. مردم که این اتفاق را دیدند، هر چه سعی کردند که در خانه خدا را باز کنند نتوانستند، پس دانستند که این اتفاق عجیب از طرف خدای مهربان است. 
پس از گذشت سه روز مردم دیدند که دیوار دوباره شکافته شد و مادر در حالی که نوزاد خود را در بغل دارد از آنجا بیرون آمد.
آن بانوی بزرگ گفت: که من بر تمامی بانوان قبل برتری دارم چون آسیه همسر فرعون، در 
پنهانی خدا را خواند و مریم مادر حضرت عیسی که درخت خرما را تکان داد چند عدد خرما برایش افتاد بر زمین. ولی من به برکت فرزندم داخل کعبه الهی شدم و تا چند روز از میوه‏ها و غذا‏های بهشتی خوردم و چون خواستم از درون خانه خدا بیرون بیایم ندایی را شنیدم که فرمود: 
نام نوزاد را على قرار بده، چون او بر همه برترى دارد. 
خداى بزرگ فرمود: من اسم این نوزاد را از نام خودم انتخاب کرده‏ام، و او را بر تمام علوم و رازهای خود آگاه کرده‏ام. او بُت شکن بُت‏هاى اطراف کعبه است ، او بر بام خانه من اذان می‏گوید و انسان‏ها را به سوی یکتایی من دعوت می‏کند. 
خوشا به حال کسانی که این نوزاد را دوست داشته باشند و جهنم جای کسانی است که با او دشمن باشند. 
کودکی و نوجوانی
این کودک عزیز تا شش سالگی در خانه پدرش زندگی می‏کرد. اما بعد به دلیل فقر و گرانی که در مکه به وجود آمده بود، تربیت او را از آن به بعد حضرت محمد پیامبر خدا به عهده گرفت.
و او اولین مردی بود که به پیامبر خدا ایمان آورد و در هفت سالگی با ایشان نماز خواند. 
سه سال بعد از اینکه حضرت محمد(ص) به پیامبری مبعوث شدند ، بزرگان مکه را به خانه خود دعوت کردند. 
و گفتند هر کس من را یاری کند جانشین و برادر من است. ولی پس از سه بار دعوت، تنها حضرت علی (ع) حاضر به یاری پیامبر(ص) شد. پیامبر نیز در آن مهمانی تنها او را به عنوان برادر و جانشین خود معرفی کردند. و چون در آن زمان نوجوانی کم سن وسال بود، باعث شد تا بزرگان مکه به او حسادت کنند. 
جوانی و شجاعت
این بزرگ مرد جوان همیشه یار یاور پیامبر خدا بود و در سختی‏ها و مشکلات در کنار حضرت بود. تا این که مردم یک به یک به اسلام علاقمند شدند و تعداد مسلمانان روز به روز زیاد شد. بزرگان مکه که احساس خطر می ‏کردند، بیشتر مسلمانان را مورد آزار و اذیت قرار می‏دادند. برای همین مسلمانان به شهر مدینه پناه آوردند و همان زمان کفار تصمیم گرفتند که پیامبر(ص) را بکشند . 
بنابراین حضرت علی (ع) شب را در رختخواب پیغمبر خوابید و دشمنان که در شب، خانه پیامبر خدا را زیر نظر داشتند، در صبح به خیال اینکه پیامبر در جای خود خوابیده به خانه حمله ‏ور شدند. ولی با تعجب دیدند که حضرت علی(ع) به جای پیامبر در رختخواب هستند.

علی انتخاب خدا
زمان گذشت و وفاداری حضرت علی به پیامبر خدا بیشتر از قبل بر همه مشخص شد تا این که در برگشت از آخرین سفری که حضرت محمد(ص) و یارانشان به مکه رفتند. در محلی به نام غدیر فرشته خدا جبرئیل به پیامبر(ص) نازل شد و خواست تا ایشان حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین خود به مردم معرفی کند . پس در این روز حضرت علی(ع) به عنوان جانشین، برادر و وصی پیامبر (ص) برای مسلمانان از طرف خدا تعیین شدند.

و یک به یک مسلمانان این روز بزرگ را به حضرت علی (ع) تبریک گفتند ولی در آخر جز عده کمی از مسلمانان از فرمان خدا اطاعت نکردند و بعد از رحلت پیامبر شخص دیگری را به عنوان جانشین پیامبر انتخاب کردند. 
منبع :‌ http://www.shiachildren.com
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۳ ، ۰۷:۴۸
استیری

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

پرخوری دل را می میراند، همان گونه که آب بسیار، کِشت را می میراند.


شرح نهج البلاغه از ابن أبی الحدید ؛ ج‏۲۰ ؛ ص۳۲۵

امام علی علیه السلام در این حدیث ارزشمند به ذمّ پرخوری می پردازند و این گونه پرخوری را با بیان مثالی از کشاورزی برای مردم واضح می سازند که توجه کنید: اگر به یک محصول کشاورزی بیش از حد ضرورت آب بدهید، اگر چه فکر می کنید برای آن مفید است، در واقع آن را تباه کرده اید؛ همین گونه است مردن دل بر اثر خوراک بسیار و بیش از حد ضرورت.


منبع:http://www.ayatmadari.ir
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۲۱:۰۷
استیری

زغال های خاموش را کنار زغال های روشن می گذارند تا روشن شوند، چون همنشینی اثر دارد.

ما هم مانند همان زغال های خاموش هستیم؛ پس اگر کنار کسانی بنشینیم که روشن اند، نورانیتی دارند و گرما و حرارت دارند، ما هم به وسیله آن ها روشنی می گیریم و گرما و حرارت پیدا می کنیم و گرنه در قیامت حسرت خواهیم خورد.

یکی از حرف های جانسوز اهل جهنم همین است :

ای کاش با فلانی رفیق نبودم و با او نمی نشستم. او تاریک بود و ما را هم مثل خود تاریک کرد.                                                            

یعنی ای کاش رفیقی سر راهم سبز می شد که خود سبز بود، روشن بود، صفا و نوری داشت تا من هم از پرتو او طرفی می بستم.


منبع : کتاب مثل شاخه های گیلاس اثر محمد رضا رنجبر
سایت آیت مداری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۲۱:۰۵
استیری

کتاب مثل شاخه های گیلاس اثر استاد محمد رضا رنجبر

این کتاب گفتارهای اخلاقی و حکمت ها را با هنر تمثیل و کوتاه بیان کرده که برای مخاطب بسیار دلنشین و شیرین است .


دریافت کتاب مثل شاخه های گیلاس

 منبع : http://samtekhoda.tv3.ir


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۲۰:۳۹
استیری

                                                بسمه رب الشهدا

                                               

شهید سید اصغر سیدی چوکانلو در مهر ماه سال 1348 در مشهد مقدس به دنیا آمد. دوران طفولیت را به سرپرستی پدر و مادر و کمک عمه اش گذراند. قبل از دبستان یکسال به کودکستان رفت. پس از آن در منطقه رضاشهر دروسش را تا کلاس سوم نظری ،رشته علوم انسانی، پیش برد بطوریکه علاقه استعدادش به فراگیری در هر سال نسبت به سال قبل بیشتر می شد. وی در زندگی کنجکاو، باهوش، باتحرک و پرتلاش بود. از حقوقش بخوبی دفاع میکرد. ماندن در خانه را به رفتن خیابان ترجیح میداد. در کارهای منزل کمکهای شایانی می کرد از جمله کمک در امور بنائی وخرید مایحتاج روزمره زندگی و نظافت داخل منزل و ... . هر وقت به بازار یا مسافرت می رفت حتما هدیه ای برای خواهرانش تهیه می کرد.

 به بهداشت و نظافت مخصوصا مسواک زدن اهمیت میداد و از بوی خوش استفاده می کرد. نسبت به علم غیب ایمانی عمیق داشت و هر وقت با کسی سر حسابی درگیر می شد موضوع را به روز قیامت واگذار می نمود و ترک مجادله می کرد. نماز را اول وقت و معمولا در مسجد محل با جماعت میخواند، در ماه مبارک رمضان تا نماز مغرب وعشاء را با جماعت نمی خواند افطار نمی کرد. تقوا و صداقت نسبتا خوبی داشت. کاری به ایشان محول می شد به خوبی انجام می داد. مسئول کتابخانه، عضو انجمن اسلامی و عضو فعال بسیج مدرسه بود. دشمنان خط ولایت فقیه را محکوم می کرد. او یکبار خونش را به رزمندگان اهداء نمود.

 از خبر شهادت دوستان بسیجی خود بسیار متاثر می شد و این جمله را به زبان می آورد:باید به جبهه بروم، زندگی دنیا در برابر شهادت ارزشی ندارد. از سن 15 سالگی هفته ای یک یا دو شب در پایگاه مقاومت مسجد محل نگهبانی می داد و سالی یک نوبت در اردوهای آموزش نظامی کوتاه مدت شرکت می کرد. تا اینکه بالاخره در مهرماه سال 1366 آموزش نظامی کامل را به مدت35 روز در پادگان شهید بهشتی بجنورد تمام کرد و در آذر ماه همان سال به اتفاق برادرش که جزء نیروهای اعزام مجرد بودبه جبهه اعزام و در عملیات بیت المقدس2 منطقه ماروت برادرش از ناحیه دست چپ توسط اصابت گلوله مجروح شد که هنوز تحت معالجه می باشد و اصغر سیدی با اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نائل آمد. یادش گرامی و روحش شاد.

والسلام علی من التبع الهدا              

با تشکرفراوان از جناب آقای خزائی جهت گردآوری این مطلب و همچنین برادر امیر محمد اصغری جهت نگارش این وصیت نامه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۳ ، ۲۰:۱۴
استیری